پنجشنبه, ۱۴ مرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۳۶ ب.ظ

۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

مطالب کلاس درک حضور امام زمان (عج) دارالقران جلسه 1

مطالب کلاس های دارالقرآن

درک حضور

امام زمان (عج)

دارالقران


 92/12/17

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام سجاد علیه السلام درباره منتظران و یاران حضرت مهدى (عج ) به یکى از دوستانش بنام ابوخالد رحمة اللّه چنین فرمود :
مردمى که در زمان غیبت امام زمان (عج ) به سر مى برند و معتقد به امامت و رهبرى آن حضرت بوده و منتظر ظهور و قیامش هستند  از مردم هر زمانى برترند، چرا که خداوند آنها را آنچنان از عقل و فهم و شناخت برخوردار کرده که غیبت امام زمان (عج ) براى آنان همچون ظهور آن حضرت است .

کلاس درک حضور امام زمان (عج) - دارالقرآن

مطالب کلاس های دارالقرآن درک حضور امام زمان (عج) و مقدمه سازی ظهور

کلاس درک حضور

امام زمان (عج)

دارالقران

 

 92/12/24

 بسم الله الرحمن الرحیم

ما تمام عمرمان را حیران ، پریشان ، ناراحت ، مضطر سپری کردیم و همیشه دنبال راهی بودیم برای به خدا رسیدن ، نمی دانستیم چگونه باید به خدا رسید ؟

تنها راه رسیدن درک حضور است .

با درک حضور انسان با معرفت می شود و مهمترین معرفتی که شامل حال ما می شود معرفت نفس است .

معرفت نفس یعنی اینکه انسان بفهمد کی هست . ما هنوز که هنوز است نفهمیدیم کی هستیم !

می دانید چرا انسان با درک حضور به معرفت نفس می رسد ؟ چون با عالم باطن سنخیت پیدا کرده است ، ارتباط قلبی پیدا کرده است . یعنی قلبش قوی می شود ، روحش قوی می شود . وقتی روح قوی شد خود را تشخیص می دهد ، می شناسد ، می فهمد که خودش کی هست چون از راه باطن وارد می شود و معرفت نفس هم فقط از راه باطن حاصل می شود .

با درک حضور ، گیرایی باطنی و روحانی قوی می شود . من الان فکر می کنم خودم را می شناسم در صورتی که چنین نیست ! ( رجوع شود به مقاله ی "این من کیست ؟" در این وبلاگ)

مثال : ما از صبح که بیدار می شویم چگونه به کارهایمان رسیدگی می کنیم ؟ من هرروز صبح باید به جسم و روحم برنامه بدهم ، دستور بدهم که مثلا اول جای خواب را مرتب کن ، دست و صورت بشور ، صبحانه را آماده کن ، . . . این ها دستور به جسم است . برای روح چطور ؟ کارهای دیگر چطور ؟

با درک حضور می فهمم که بی صاحب نیستم . من ولایت دارم یعنی کسی والی من است که امام معصوم است . ولایت فقط این نیست که در ذهن یا زبانی بگویم من ولایت را قبول دارم ! ولایت یعنی کسب اجازه ، کسب علم ، کسب تربیت و راهکارها از امام معصوم (عج) با درک حضور

اگر او را بفهمی تو را می فهماند ، یعنی با فکر به حضور امام (عج) با او صلاح و مشورت کردن و ایشان هم بلافاصله مشورت می دهند . وقتی با او سنخیت پیدا می کنی ایشان چراغ های عقل را روشن می کنند و به این وسیله می خواهند تو را متوجه خدا کنند ، و این بسیار سخت است همانطور که درک محضر خدا سخت است درک حضور امام زمان (عج) هم سخت است چون ایشان جلوه ی خدا هستند ، نماینده و خلیفه ی خدا روی زمین هستند . اگر انسان بفهمد که چنین کسی هست به قول آقای پناهیان تلاش می کند ، تمرین می کند ، برنامه ریزی می کند ، مرور می کند ، یواش یواش برایش ملکه می شود .

برنامه ریزی برای روح

باید به روح گفت : تو نه بخیلی ، نه حسودی ، نه خودخواهی ، نه پستی ، . . .

تو وصل به بالا هستی این رنگ ها را دنیا به تو زده ، تو رنگ الهی داری پس اعتماد به نفس خود را حفظ کن ، قوی باش ، خود را همرنگ جماعت نکن ، تو همرنگ کس دیگری هستی . اینگونه روح را کنترل می کنیم .

وجود ما سه بعد دارد :

1 _ جسم : همین بدن و ظاهریست که دیده می شود ، و کارش : خوردن ، خوابیدن ، راه رفتن .

2 _ روح : وصل به عالم دنیاست و برای انجام امورات جسم قدری در ما دمیده شده . خیلی کارها ازش برمی آید اما تا اینجا که ما با آن سر و کار داشته ایم ( روحم یعنی قلبم ، فکرم ) بدجنسی ، حسادت ، کینه ، انتقام ، . . .

کار اصلی جسم و روح بسیار بزرگ و عالیست و آن بندگی کردن خداست .

3 _ نفس : وصل به عالم ملکوت است و کارش کنترل جسم و روح است .

حقیقت ما همان نفس است .(مقاله مربوط به  معرفت نفس از علامه حسن زاده آملی)

وقتی ملک الموت می آید روح از جسم کشیده می شود ،  چون دیگر جسمی نیست که  به روح نیاز داشته باشد آنچه می ماند نفس است چیزی که هیچ وقت در جسم نبوده و فقط کنترل جسم را از طریق روح به عهده داشته .

آن چیزی که خطرناک است نفسانیات است و نباید با نفس اشتباه گرفته شود . نفس یعنی حقیقت من و نفسانیات یعنی آن چیزی که به اسم خدا و پیغمبر ، به اسم دنیا ، به اسم منیت ها ، ... مرا احاطه کرده است یعنی هوای نفس آن چیزی که دور و بر من است ، خود پرستی ها ، حسادت ها . چرا می گویند هوای نفس ؟ چون هیچ چیز نیست تار عنکبوتی بیش نیست با یک فوت از بین می رود ،اما خیلی از مردمهنوز به این باور نرسیده اند  .

من فکر می کنم حسودم در صورتی که این طور نیست من اراده ام را نشناخته ام اگر آن را بشناسم به آنی اراده می کنم که حسود نباشم ، پس دیگر حسود نیستم .

دلیل این همه بدبختی ها ، گرفتاری ها ، بیماری های جسمی و روحی این است که هنوز حقیقت نفس را نشناخته ایم فکر می کنیم حقیقت ما همین روح  است . خیر این حقیقت ما نیست ، به محض اینکه ملک الموت می آید روح از بدن بیرون کشیده می شود ( از پاها هم شروع می شود ) اگر معرفت نفس حاصل شده باشد ، نفس خود را نمی بازد و با اراده جسم را اداره می کند مثلا به زبان دستور می دهد ذکر بگوید ، استغفار کند . وقتی روح کاملا از جسم بیرون کشیده شد دیگر نیازی به او نیست و محو می شود . روح تا شب اول قبر درون ماست ، ما فقط برای اداره ی جسم به آن نیاز داشتیم ، وقتی جسمی نباشد دیگر به روح نیاز نیست . چرا می گویند ملک الموت قبض روح می کند چون روح را می گیرد و چیزی که گرفته شد پس داده نمی شود . حالا فقط نفس مانده ، همان که می توانسته جسم و روح را کنترل کند ، اما چون خودش را نشناخته ، خودش را تشخیص نداده ، نتوانسته این کار را بکند .

علت خلقت نفس در عبد خدا شدن  و عبد خدا ماندن است ( ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ) اما باید در قالب جسم و روح این را بروز دهد و به ظهور برساند .

کار نفس فقط اراده و مدیریت است .

من اگر اراده کنم کارهای بیهوده انجام ندهم ، نمی دهم .پس چرا هنوز به آن مرتبه نرسیده ام؟ چون هنوز نفهمیده ام قدرتی دارم که به واسطه ی آن می توانم هم جسم و هم روح را کنترل کنم ......

جرا فراموش می کنم ؟ چون اراده نکرده ام که مدیریت بکنم .

چند سال پیش در مقاله ای چندین دانشمند از ملیت های مختلف تأیید کرده بودند که اگر انسان اراده کند می تواند خاطرات دوران جنینی را به یاد بیاورد ، دین می گوید اگر اراده کنی عالم ذر را هم بیاد می آوری قبل از اینکه در رحم مادر وجود خارجی پیدا کنی !

انسان اگر قدرت خود را بشناسد ، آن حقیقت وجود و نفسش را ، می تواند اراده کند تا هر چیزی که در این عالم است برایش آشکار شود ،  چرا ؟ جسم و روح به عالم دنیا وصل است ، اما نفس از یک سو به عالم دنیا وصل است و از سوی دیگر به عالم ملکوت یعنی وصل به خدا یعنی همانگونه که خدا وند اگر اراده کند کاری انجام شود ، می شود ( کن فیکون ) انسان هم اگر معرفت نفس پیدا کند فقط کافیست اراده کند . آنوقت قادر به انجام هرکاریست مثلااو میتواند مفاسد نفسانی  را برطرف کند ، جسم را هماهنگ کند ، . . . چرا ما تا بحال به این مرتبه نرسیده ایم ؟ چون هنوز حقیقت خود را تشخیص نداده ایم ، ما نفهمیده ایم که حقیقت وجودی ما همان نفس است .

حال تصور کنید قبل از معرفت و شناخت نفس ، ملک الموت بیاید ! شخص خود را می بازد ، اعصابش بهم می ریزد...دارم میمیرم ، بدبخت شدم و...مرگ پایان همه چیز نیست خودت را کنترل کن ، تو هستی تو هیچ وقت نمی میری تو  تا ابد  هستی چون از خدایی ( انا لله و انا الیه راجعون ) فقط قرار است لباس دنیایی را از خود جدا کنی و چون این لباس را نداری دیگر نمی توانی به دنیا برگردی که نماز قضاهایت راجبران کنی ، انفاق کنی ، حق الناس را ادا کنی ، دیگر خلع سلاح شده ای ، اینقدر باید بمانی تا شاید انشاالله خداوند از کرمش به تو عنایتی کند .

اما انسانی که به معرفت نفس رسیده باشد تا لحظه ی آخر از همه ی توانایی ها و دارایی هایش نهایت استفاده را می برد و خود را نمی بازد .

این مدیریت توسط حقیقت وجود یعنی نفس انجام می شود . یک مثال ملموس تر ؛ در ماه رمضان این نفس است که مدیریت می کند و اراده می کند تا گرسنگی از جسم انسان بیرون برود .

ما ابتدا به وسیله ی عقل حسابگر و تجربیات کسب شده ، مدیریت می کنیم در صورتی که اصل مدیریت باید به وسیله ی نفس و حقیقت وجودی باشد که به عقل کل وصل است . امکان ندارد انسان در مکانی خاص یا در برابر فردی خاص کاری را انجام دهد اما در جای دیگر و در برابر فردی دیگر نتواند آن را انجام دهد . این با مدیریت نفس مغایرت دارد .

مثلا نسبت به بچه شدیدا تعلقات خاطر داشته باشیم اما نسبت به همسر . . .

اگر در این چند صباح مدیریت کردم که هیچ ، اگر نکردم ، چند روز دیگر که جانماز را از زیر پایم می کشند و در گودال قبر سقوط می کنم ، می گویم : واحسرتا !!! خودم را نشناختم ! جه مدیریتی می توانستم بکنم ! نفهمیدم که هستم و چه قدرتی دارم ! آن موقع ، چشم به عالم باطن باز می شود و انسان خود را می شناسد .

به ما توصیه شده : موتوا قبل ان تموتوا ، بمیرید قبل از اینکه بمیرانندتان ، یعنی از این نفسانیات و بی معرفتی ها بیرون بیایید .

مسیر میان بر : اگر می خواهی به معرفت نفس ، که سهل است ، به دیدار آقا ( عج ) نائل شوی ، به لقاء الله نائل شوی ، راه میان بر ، درک حضور امام زمان ( عج ) است . غیر از این هیچ راه دیگری ندارد .

از امام زمان ( عج ) روایت شده که فرموده اند : اگر شیعیان ما ، که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد ، در وفای به عهد و پیمان الهی ، اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پیمان را محترم می شمردند ، سعادت دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل می شدند .

مشکل چیست ؟ در اکثر تفاسیر منظور از وفای به عهد و پیمان الهی ، ولایت است .

مگر عهد ، همان عهد روز الست نیست ؟ در روز الست در عالم ذر خداوند تمام بنی آدم را محشور کردند و از آنها پرسیدند : الست بربکم آیا من پروردگار شما هستم ؟ قالوا بلی همه گفتند بله ، این چه ربطی به ولایت دارد ؟ الست بربکم یعنی من را به عنوان کسی که ربوبیت شما را به عهده دارم قبول دارید ؟ یعنی من مربی شما هستم ، من سیر تربیتی برای شما تنظیم کردم . می شود انسان خدا را به ربوبیت قبول داشته باشد ولی آن سیری راکه خدا تنظیم کرده و آن راهی را که مشخص کرده نرود ؟

و این راه جز راه ولایت نیست . ولایت یعنی هم و غم ما در زندگی باید این باشد که در تمامی مراحل زندگیمان تحت ولایت و راهنمای امام زمانمان قرار بگیریم و آن فقط از طریق  درک حضور ایشان میسر است . خدا بر من ولایت دارد از طریق امام زمان ( عج ) یخرجهم من الظلمات الی النور

قبلا هم و غم من در زندگی چه بود ؟ در اصل ولایت شیطان لعین بود . ولایت شکم ( گرسنه ام چیزی باید بخورم ) ، ولایت عقل تزکیه نشده ، ولایت نفسانیات ، ، برای انجام هرکار از همه ی اینها تبعیت می کردم . اما الان انشاالله تنها کسی که بر من ولایت دارد امام زمان ( عج ) است لااقل جند دقیقه ای در روز !! چند ساعتی در روز !! انشاالله همیشگی هم می شود . و این یعنی قبل از فکر کردن با چشم قلبم نگاه کنم ، همیشه نگاهم به راهنمایی های آقا یم امام زمان( عج ) باشد ، نگاهش مکنم  با چشم دل . مثلا نشسته ام به دلم الهام می شود چراغ اضافه را خاموش کنم قبلا زانودرد بر من ولایت داشت ، کار را انجام نمی دادم ، اما الان چون می فهمم که این ندا از کدام جهت است و چه کسی است که خودش را در همه اموراتم آشکار کرده ،زانو درد چه معنی دارد ؟پس سریع از جا می جهم و آن چراغ اضافه را خاموش میکنم که اسراف نباشد و بدین وسیله به ایشان و نهایتا به خدا نزدیکتر بشوم انشاالله.

الهامات صادقه که طبق عقل و شرع است به پشتوانه ی امام زمان ( عج ) است ، ولی ما تشخیص نداده بودیم ، نمی فهمیدیم تا با آن مأنوس شویم و در تمام مراحل زندگی از آن استفاده کنیم .

فراموش نکنیم که ما یک ندای رحمانی داریم و یک ندای شیطانی که هر کدام قوی شود آن دیگری ضعیف می شود . قابلیت تشخیص این دو از هم و اینکه کدام طبق عقل و شرع است این است : از ته دل و خالصانه با ذکر الهی العفو ، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم .و پناه بردن به خدا  ندای شیطانی مرتفع می شود انشاالله .

سؤال : پس ما دیگر با عقل کار نکنیم ؟ طبق خطبه 222 نهج البلاغه ، بدرستی که با توجه به خدا یعنی امام معصوم ( ع ) چراغ های عقل روشن می شود ، گوش شنوا می شود ، چشم بینا می شود . توجه به خدا یعنی چه ؟ خداوند فرموده اند : من بر روی زمین خلیفه گذاشته ام ( خلیفة الله ) شما به ذات من نمی توانید و نباید توجه کنید ، او جانشین من در زمین است ، به او توجه کنید . به چه چیزی باید توجه کنیم اینکه ایشان فرزند فاطمه ( س ) هستند ، اینکه چه روزی ظهور می کنند ، اینکه کجا زندگی می کنند ؟ نخیر

توجه به امام زمان ( عج ) در حال حاضر (در زمان غیبت ) یعنی درک حضور ایشان  و بهره بردن از آن درک در تمامی مراحل زندگی و به آن وسیله چراغ های عقل روشن شدن ، شنوا شدن گوش ، بینا شدن چشم و مقرب شدن و نهایتا به درک محضر خدا رسیدن انشاالله

برای صحبت با آقا ( عج ) قبلا می گفتیم : از راه دور ، راه دور نیست ، فاصله فقط یک منیت است . اگر برداشته شود متوجه می شویم که را ه چقدر نزدیک است .

چه کنیم که وجود امام زمان‌(عج) را در زندگی خود حس کنیم؟

درک حضور امام زمان (عج) و مقدمه سازی ظهور

بسم الله الرحمن الرحیم

چه کنیم که وجود امام زمان (عج) را در زندگی خود حس کنیم؟

 

 

 

 خوشا به حال کسی که چنین دغدغه ای دارد و آرزوی او این است که امام زمان (عج) را در زندگی خود حس کند و پیوسته خود را در محضر او بداند.

روشن است که اگر آدمی به چنین نعمت بزرگی دست یابد، معنای واقعی زندگی را خواهد چشید و هویت حقیقی خود را خواهد یافت، اما برای رسیدن به این نقطه نورانی یعنی درک حضور امام زمان (عچ)

در درجه اول  باید کارهایی را انجام داد :

درک حضور امام زمان (عج)-حجت الاسلام پناهیان

درک حضور امام زمان (عج) و مقدمه سازی ظهور

بسم الله الرحمن الرحیم

درک حضور امام زمان (عج)

 

گفتگویی با حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا پناهیان

همان‌طور که سخت است انسان خودش را همیشه در محضر خدا ببیند درک حضور امام زمان(ع) هم سخت است/باید تمرین و برنامه داشته باشیم

 

 

درک حضور امام زمان (عج) فراتر از ظهور است

درک حضور امام زمان (عج) و مقدمه سازی ظهور

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

درک حضور امام زمان(عج) فراتر از ظهور است

 

 

گروه اندیشه و علم: با توجه به اینکه چیزی که ظاهر است محدود است و چیزی که حاضر است ولی ظاهر نیست حقیقتی فوق محدودیت‌های مکانی است، ظاهر بودن محدودیت می‌آورد و حاضر بودن وسعت؛ با این وصف می‌توان گفت با توجه به مبانی معرفتی امام زمان(عج) حاضر است و به همه عالم هستی اشراف دارد. 

  

شرایط لازم برای ظهور

درک حضور امام زمان (عج) و مقدمه سازی ظهور

شرایط لازم برای ظهور


مقصود از شرایط ظهور، همان شرایطى است که تحقق روز موعود متوقف بر آنها است و گسترش عدالت جهانى به آنها بستگى دارد و مى توان تعداد این شرایط را چنین دانست.